تبليغاتX
نجوم و صلح

There comes a time
When we head a certain call
When the world must come together as one
There are people dying
And it's time to lend a hand to life
The greatest gift of all

We can't go on
Pretneding day by day
That someone, somewhere will soon make a change
We are all a part of
God's great big family
And the truth, you know love is all we need 

We are the world
We are the children
We are the ones who make a brighter day
So let's start giving
There's a choice we're making
We're saving our own lives
It's true we'll make a better day
Just you and me

Send them your heart
So they'll know that someone cares
And their lives will be stronger and free
As God has shown us by turning stone to bread
So we all must lend a helping hand 

We are the world
We are the children
We are the ones who make a brighter day
So let's start giving
There's a choice we're making
We're saving our own lives
It's true we'll make a better day
Just you and me

When you're down and out
There seems no hope at all
But if you just believe
There's no way we can fall
No, No, No, just realize
That a change will only come
When we stand together as one

We are the world
We are the children
We are the ones who make a brighter day
So let's start giving
There's a choice we're making
We're saving our own lives
It's true we'll make a better day
Just you and me

+ نوشته شده توسط پارسا در 88/09/04 و ساعت 13:2 |

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط پارسا در 88/09/02 و ساعت 0:6 |

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط پارسا در 88/08/30 و ساعت 23:47 |

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط پارسا در 88/08/30 و ساعت 1:26 |
سلام آرمین جان،

بهم از بخشش و سخاوتمندی خدا گله کردی. گفتم شاید بتونم جوابتو بدم...

چند وقت پیش داشتم یک کتابی رو میخوندم که به چند جمله خیلی زیبا برخوردم.

اون کتاب می گفت:

درخواست کن و بدون که دریافت می کنی،

بگرد و بدون که پیدا می کنی،

بکوب و بدون که دری به روت باز میشه؛

چرا که هر کسی که درخواست کرده، میوه ای دریافت کرده،

و هر کسی که گشته، گمشده ای رو پیدا کرده،

و هر کسی که کوبیده، دری به روش باز شده.

کدوم مردی پیدا میشه که پسرش ازش نون بخواد و اون مرد بهش سنگ بده،

یا کدوم مردی پیدا میشه که پسرش ازش ماهی بخواد و اون مرد بهش مارماهی بده؟

 

شما فقط باید سعی کنید تا به فرزندانتون چیزهای خوب بدید و مطمئن باشید که پدر شما که در بهشته، چندیدن و چند برابر اون رو بهتون میده.

 

آرمین جان، از سخاوتمندی خدا مطمئن باش و هیچ وقت ازش ناامید نشو، به قول شهید دستغیب، بزرگترین گناه، نا امیدیه.

اگر دری رو زدی که بسته بود و باز نشد، بدون که پشت اون در یه هیولایی مثل سجین  با عقاید مسخرش بوده که خدا چون دوستت داشته، نخواسته با باز کردن اون در، گیر اون هیولا بیفتی...

مطمئن باش با بستن اون در، دری برات باز شده که پشتش هیچ خبری از سجین و سجین ها نیست.

پس هیچوقت از خدا قطع امید نکن...

+ نوشته شده توسط پارسا در 88/08/29 و ساعت 14:25 |

یک شبی مجنون نمازش را شکست

با وضو در کوچه ی لیلا نشست

گفت یا رب از چه خوارم کرده ای

بر صلیب عشق، دارم کرده ای

گفت: ای دیوانه، لیلایت منم

در رگ پیدا و پنهانت منم

سال ها با جور لیلی ساختی

من کنارت بودم و نشناختی

.

.

.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط پارسا در 88/08/27 و ساعت 23:3 |
برخی جريانات ضدايرانی فعال در جمهوری آذربايجان به تازگی با تهيه فيلمی موهن و مستهجن از يك زن ايرانی آن را به صورتی گسترده منتشر كرده اند. داستان اين فيلم درخصوص ارتباط يك زن ايرانی با يكی از نيروهای پليس جمهوری آذربايجان است. چندی پيش نيز شبكه های تلويزيون اين جمهوری در اقدامی شبهه برانگيز اقدام به پخش فيلم های هاليوودی ضد ايرانی كردند. به طور نمونه شبكه "آزاد تی وی" فيلم "300" را در سالروز پيروزی انقلاب اسلامی پخش كرد. شبكه های ديگر آذربايجان از جمله شبكه تلويزيون دولتی "آز تی وی" نيز در ادامه اين اقدامات ضد ايرانی فيلم "اسكندر" را كه در آن ايرانيان را بزدلان و ترسوهايی به تصوير مي كشد كه اسير ترفند های يونانيان شده و در مدت 10 دقيقه شكست می خورند را پخش كردند.ْ
لازم به ذكر است: كه در دوبله آذری اين فيلم ها هم دستكاری شده و حتی بيش از نسخه هاليوودی تحريف هايی تاريخی از سوی مترجمين جمهوری آذربايجان در آنها اعمال می شود. در حالی كه فيلم های اينچنينی با اهداف و تبليغات سياسی هدفمند تهيه و فاقد ارزش و استناد تاريخي هستند.

منبع : http://araxmagp.blogspot.com/

+ نوشته شده توسط پارسا در 88/08/27 و ساعت 21:36 |

برف است که می بارد،

برف است که می بارد بر این پهنه،

در بیشه صدایی نیست،

در قبری نه چندان ژرف،

مردمانی که آهنگ سفر کردند،

برف است که می بارد،

گویی صدایی میخواندمان،

فصلها، فصلها، همچون رودی طغیانگر، از پس چشمانمان رد می شوند،

در بهاران، آواز پرندگان و رویش گیاهان،

در واپسین لحظات عمر تابستان، نسیم پاییزی،

نسیمی که از میان شاخساران زمزمه مان میکند،

و برگهایی که بر زمین سرد و نمناک پاییزی سقوط می کنند،

و صدایی که ما را زمزمه میکند،

و اشک هایی که در خانه هایمان ریخته می شوند،

بی خبرند از آنجایی که هستیم،

برف است که می بارد بر این پهنه،

گویی صدایی میخواندمان،

آری؛ صدایی میخواندمان.  

+ نوشته شده توسط پارسا در 88/08/25 و ساعت 23:6 |

Don't Worry, Be Happy
From the Movie "Cocktails"
Performed by Bobby McFerrin

Here is a little song I wrote
You might want to sing it note for note
Don't worry be happy
In every life we have some trouble
When you worry you make it double
Don't worry, be happy......

Ain't got no place to lay your head
Somebody came and took your bed
Don't worry, be happy
The land lord say your rent is late
He may have to litigate
Don't worry, be happy
Lood at me I am happy
Don't worry, be happy
Here I give you my phone number
When you worry call me
I make you happy
Don't worry, be happy
Ain't got no cash, ain't got no style
Ain't got not girl to make you smile
But don't worry be happy
Cause when you worry
Your face will frown
And that will bring everybody down
So don't worry, be happy (now).....

There is this little song I wrote
I hope you learn it note for note
Like good little children
Don't worry, be happy
Listen to what I say
In your life expect some trouble
But when you worry
You make it double
Don't worry, be happy......
Don't worry don't do it, be happy
Put a smile on your face
Don't bring everybody down like this
Don't worry, it will soon past
Whatever it is
Don't worry, be happy

Why don't you try downloading the song?

+ نوشته شده توسط پارسا در 88/08/25 و ساعت 16:50 |
عشق، شادی، آرامش، صبر، مهربانی، وفاداری، ملایمت و کنترل نفس.

کدومو میخوای؟

بهتره بپرسم کدومارو میخوای؟

همشو میتونی تو روحیه پیدا کنی؛ اگه روحیه داشته باشی، همه اینها رو هم داری.

و روحیه رو فقط میتونی تو امید پیدا کنی.

پس امیدتو هیچ وقت از دست نده و به چیزای مثبت فکر کن.

به قول یکی از دوستام (پسرخالم)، زندگی همش مشکلات و سختیه و قسمت خیلی کمیش خوشیه؛ آدم باید یاد بگیره که همیشه قسمت پر لیوانو نگاه کنه و خوشی ها رو...

+ نوشته شده توسط پارسا در 88/08/24 و ساعت 22:33 |
در حالی که شاهد پیشنهاد‌های تأسفباری مبنی بر حذف تاریخ نیاکانمان و سلسله‌های پادشاهی ایران زمین از کتاب‌های تاریخی هستیم، گروهی از پژوهشگران بین‌المللی، با یکی از بزرگترین کشفیات تاریخی خود، سند دیگری بر حقانیت تاریخی و واقعیت هژمونی قدرت تمدن باستانی ایران بزرگ بر سرزمین‌های وسیعی از جهان قدیم صحه گذاردند.

 

 

به گزارش خبرنگار «تابناک» و به نقل از سایت «ام.اس.ان.بی.سی»، در این اکتشاف، در کنار بقایای اجساد سربازان تنومند، حجم بزرگی از تجهیزات نظامی از جمله سلاح‌های برنزی، دستبند‌های نقره‌ای، گوشواره‌ها به همراه صدها استخوان در یک منطقه عظیم بیابانی در منطقه صحرایی دور افتاده غرب مصر کشف شده که بر پایه  استنادات تاریخی، بقایای سربازان ایرانی کامبیز دوم، پادشاه هخامنشی ایران باستان ـ که اعراب نام او را به کمبوجیه تغییر داده‌اند ـ است. این سربازان در 525 سال پیش از میلاد مسیح بر اثر گرفتار شدن در یک توفان شن، زنده در زیر لایه‌های شن صحرا مدفون شده بودند.

 

 

در این باره، «داریو دل بوفالو»، عضو تحقیقات دانشگاه «لچه» ایتالیا به کانل دیسکاوری آمریکا گفته است: نخستین نشانه برای این موضوع را می‌توان در یادداشت‌های تاریخدان یونانی آقای هرودت دید.

این کشف، یکی از معماهای تاریخی را که توسط هرودت مورخ یونانی گزارش شده حل کرده است. هرودت ـ 484-425 پیش از میلاد ـ در کتاب تاریخ خود آورده است، کامبیز، فرزند کوروش، پنجاه هزار سرباز را از منطقه «تبس» به «سیوا» فرستاد تا با طرفداران ـ بت‌پرست ـ معبد آمون در مصر که یکی از ساتراپ‌ها یا استان‌های ایران به شمار می‌رفت ـ که سر به شورش برداشته بودند ـ مقابله کند.

 

 

این سربازان پس از هفت روز راهپیمایی در بیابان به منطقه‌ای می‌رسند که هم‌اکنون با نام «الخرقه» شناخته می‌شود و پس از آن بود که سربازان ایرانی ناپدید شدند و هیچ کس اثری از آنها نیافت.

هرودت در تاریخ خود به باد‌های شدیدی اشاره می‌کند که همزمان با حضور ایرانیان از سمت جنوب وزیدن گرفت و گردباد‌ها و توفان‌های شن عظیم حاصل از آن سربازان ایرانی را در بر گرفت.

این گزارش می‌افزاید: داستان گم شدن ارتش کامبیز ـ کمبوجیه ـ در یادها ناپدید شد و هیچ ردپایی از سربازن ایرانی به دست نیامد تا اغلب دانشگاهیان آن را داستانی خیالی بپندارند.

 

اما اکنون دو دانشمند باستان‌شناس ایتالیایی ادعا می‌کنند که شواهد برجسته‌ای یافته‌اند که ارتش ایران در توفان شن‌ها دفن شده است. دو برادر ایتالیایی به نام‌‌ها «آنجلو» و «الفردو» کستیگلیونی که به خاطر کشف مشهور خود در بیست سال پیش در شهر تاریخی مصر، «شهر طلا»، معروفیت جهانی پیدا کرده بودند، ادعای جدیدی را مطرح کرده‌اند.

فیلم باستان‌شناسی که در فستیوال «روورتو» نشان داده شده، بیانگر تحقیق سه ساله و همچنین پنج سال اعزام هیأت باستان‌شناسی به این منطقه است. آنها در سال 1996 شروع به این فعالیت کردند که البته آنها آهن‌آلاتی را در نزدیکی «سیوا» پیدا کردند و در حالی که آنها روی منطقه کار می‌کردند، اجساد و استخوان‌های انسان‌های را در یک گودال یافتند که آنها این گودال را یک پناهگاه طبیعی در نظر گرفتند؛ آن یک صخره به طول 114.8 فوت و 5.9 فوت عرض و 9.8 فوت عمق یافتند. از این پناهگاه‌های طبیعی زیاد در صحرا یافت می‌شود، اما این یکی در آن منطقه تنها پناهگاه بوده است و اندازه آن برای پناه بردن و در امان ماندن از توفان شن مناسب است؛ اما فلزیاب‌های یک باستان شناس مصری، تعدادی خنجر برنزی و چندین کمان پیدا کرد.

 

 

هرچند آنها ابزارآلات کمی پیدا کردند، این ابزارآلات بسیار مهم بودند، چراکه آنها ابزار آلات ابتدای هخامنشیان بوده و عصر آنها به زمان کامبیز ـ کمبوجیه ـ برمی‌گردد که در یک منطقه نزدیک سیوا در زیر ماسه‌ها به دست آمده‌اند.

 

 

 

همچنین حدود یک‌چهارم مایل دورتر از پناهگاه تیم باستان‌شناسی نیز یک بازوبند نقره‌ای پیدا شده و همچنین گوش‌آویز و چندین حلقه که شبیه تکه‌های گردنبند بودند. تجزیه و تحلیل گوشوارها ـ البته بنا بر عکس‌های به دست آمده ـ نشان می‌دهد که آنها مطمئنا به دوران هخامنشیان تعلق داشته‌اند. حلقه‌های کروی که از نقره ساخته شده‌اند و یک آویز کوچک از نقره که در پنج قرن پیش از میلاد مسیح در ترکیه به دست آمده است، مشابه همین آویز است. آنها همچنین گورهای دست جمعی با هزاران استخوان سفید پیدا کرده‌اند و می‌گویند که بقایای لشکر کامبیز ـ کمبوجیه ـ نیز باید در این منطقه باشد.

 

 

 

با این اوصاف جا دارد که سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری به همراه باستان شناسان ایرانی با تحقیقات و همکاری تنگاتنگ با دانشگاه «لچه» بتوانند به نحو احسن از این کشفیات جدید برای بها گذاشتن به فرهنگ و تاریخ کشور، کارهای لازم را برای همکاری دانشگاهی و فرستادن باستان شناسان ایرانی به کشور مصر انجام دهند. 

 

نقشه قلمرو ايران در دوره هخامنشيان ـ 500 سال پيش از ميلاد

اما در پايان، لازم به یادآوری است که چند پيامد بي‌اطلاعي عمدي و سهوي عامه مردم ايران و بسياري از دست‌اندر کاران فرهنگي کشور نسبت به فرهنگ، تاريخ و تمدن کهن ايران زمين را که سبب شده حتي مسئولان متولي حفظ ميراث فرهنگي از پاسداشت ميراث گرانبار نياکانمان غافل بمانند، برشماريم:

1- از وجود خانه و زادگاه نظامي گنجوي در روستاي «تا» در تفرش، حتي بسياري از مسئولان ميراث فرهنگي و مردم منطقه آگاهی ندارند. اين گونه است که مسئولاني که در هفته گذشته، قول بازسازی آثار تاريخي دولت باکو در گنجه و دیگر نقاط آن سامان را (که مدعي هستند نظامي گنجوي شاعر ملي آنها و نه ايرانيان است!) به آنان داده‌اند، خانه نظامي در ايران را به عنوان يک اثر ارزشمند تاريخي که به ويرانه‌اي تبديل شده، به حال خود رها کرده‌اند...

2- فراموش نکرده‌ايم که کوتاه زماني پس از کشف لوح سنگي حکاکي شده در جزيره خارک که به عنوان سندي تاريخي از نام خليج فارس و حاکميت تاريخي ايرانيان بر اين منطقه به شمار می‌رفت، دست‌هاي ناپاک ضد ايراني شبانه با پتک و تيشه به جان اين ميراث ارزشمند و سند تاريخي افتادند و آن را نابود کردند...
 
3- ايرانيان ميهن دوست فراموش نکرده‌اند که مسئولان ميراث فرهنگي با تأکيد بر اين که چون اشيای تاريخي ارزشمندي در غارهاي تاريخي تنگه بلاغي نزديک پاسارگاد پيدا نکرده‌اند(!) پس اين غارهاي هخامنشي (به زعم آنان) ارزشي نداشته و اين گونه بود که مجوز ايجاد سد سيوند صادر شد که علاوه بر زير آب بردن و نابود کردن غارهاي تاريخي تنگه بلاغي با آبگیری کامل سد ، در دراز مدت سبب آسیب تدريجي به پاسارگاد، مقبره کوروش، هم خواهد شد.

4- بنا بر گزارش‌ها و عکس‌هاي ارسالي در هنگام بازسازی (!) مقبره کوروش در سال گذشته که با صدمه به اين بناي ارزشمند همراه بود، استخوان‌هاي کشف شده در سقف بنا ـ که به احتمال قوي بخش‌هايي از جسد کوروش بوده است ـ گفته می‌شود به وسيله مسئولان و کارگران مرمت کار در سطل زباله دور ريخته شده است!

منبع: تابناک

واقعا هدف این نهاد حفظ میراث و تاریخ و تمدن ایرانه، یا نابودی اون که به نفع برخی سودجویانه؟!!!

نتیجه ای که میشه از خبرگزاری های دولتی و غیر دولتی ایران گرفت، اینه که همون غربی که جمعه ها بهش پیام مرگ بر میفرستیم، بیشتر از ایران و ایرانی برای حفظ و احیای تاریخ ایران سر و دست می شکونن!!!

از گفتن این حرفها شرمم میشه...

+ نوشته شده توسط پارسا در 88/08/21 و ساعت 1:59 |

یادتونه چقدر مکافات داشتیم سر درس تاریخ؟!

الان واقعا دلم براشون تنگ شده...

+ نوشته شده توسط پارسا در 88/08/17 و ساعت 23:30 |

I am no one; so I can be every one!

+ نوشته شده توسط پارسا در 88/08/05 و ساعت 13:11 |
چپ چپ نگاه کردن به یک شی ء، یعنی اینکه شما فوکوس چشمتان را از روی شیء به روی محلی در نزدیکی شیء ببرید (به اندازه یک بند انگشت)؛ به صورتی که آن شیء در میدان دید شما و نزدیک جاییکه فوکوس کردید، قرار دارد.

به عنوان مثال، شما الان در حال خواندن متن زیبای وبلاگ زیباتر من هستید. فوکوس چشمانتان روی کلماتی است که بنده زحمت تایپشان را کشیده ام. در عین حال که این متن را میخوانید، عنوان مانیتورتان هم بی آنکه به آن دقت (فوکوس) کنید،در میدان دید شما قرار دارد و میتوانید آن نوشته را تشخیص دهید. دقت داشته باشید که صرفا میتوانید تشخیصش دهید؛ یعنی وجودش برایتان اثبات شده است و جزئیات آن را نمیتوانید تمییز دهید.

این کار خیلی بهتون در رصد ستاره های کم فروغ کمک میکنه.

(منظور از چپ جپ نگاه کردن این نیست که چشماتونو ببرید چپ چپ یا راست راست کادر پلکاتون؛ توصیه هم میکنم هیچوقت بجز bf یا gf تون، کسی رو  این جوری نگاه نکنید؛ چون فقط موجب ایجاد کینه و بعضا کتک و کتک کاری میشه...)

فقط آسمونو چپ چپ نگاه میکنید، بپایید قهر نکنه، خشکسالی بیاد...

+ نوشته شده توسط پارسا در 88/07/23 و ساعت 22:51 |
به به به به، آقا نوید؛ چه عجب از این ورا...

چشم الان واست میذارمش.

یه لحظه صبر کن. فقط یه لحظه...

آها؛ گذاشتمش.

از لینک زیر دانلودش کن.

دانلود برنامه گراف

برنامش واسه رسم نموداره. چه نمودار تابع و چه نمودار رابطه. هرچی که دلت بخواد. کار باهاشم خیلی راحته.

وقتی که دانلودش تموم شد، dat. رو باید بکنی exe. و بعد اجراش کنی. تشکرم یادت نره...

+ نوشته شده توسط پارسا در 88/07/22 و ساعت 19:44 |
میدونید چیه؟

((آمریکا)) واقعا ظالمه.

خیلی ظالمه.

شنیدم شخصی قصد فرار از(( آمریکا)) رو داشت؛ اما متأسفانه ممنوع الخروجش کردن.

تعداد لیست ممنوع الخروجیها در ((آمریکا)) سیری صعودی و شتابان پیدا کرده.

این اقدامات ((آمریکا))، کاملا علیه قرآن و اسلام و در نتیجه آن، خداوند است.

حرفم را مبنی بر آیه زیر می گویم:

"ان الذین توفاهم الملائکه ظالمی انفسهم قالوا فیم کنتم قالوا کنا مستضعفین فی الارض، قالوا الم تکن ارض الله واسعه فتهاجروا فیها فاولئک مأوهم جهنم و سائت مصیرا الا المستضعفین من الرجال و النساء و الولدان لا یستطیعون حیله و لا یهتدون سبیلا» نساء / 97 و 98 "

"وقتی فرشتگان مرگ جان کسانی را که به خود ستم روا داشته‌اند، می گیرند، می گویند شما در  چه حال بودید؟ در جواب گویند ما در زمین از زیردستان ناتوان بودیم. می گویند مگر زمین خدا وسیع نبود تا در آن مهاجرت کنید! پس جایگاه آنان جهنم است که سرانجام بدی می باشد مگر آن مردان و زنان و کودکان فرودستی که چاره جویی نتوانند و راهی نیابند."

خداوند در قرآن کریم می فرمایند اگر در سرزمینی هستید که به شما ظلم میشود، از آن مهاجرت کنید.

حالا ((آمریکا))ییها که میبینند در آنجا به آنها اینگونه ظلم میشود و کوچکترین حرکت مسالمت آمیزشان، با برخورد تند و سرکوبگرانه حکومت دیکتاتوری ((آمریکا)) مواجه می شود، می خواهند از ((آمریکا)) فرار کنند؛ اما متأسفانه دولت ((آمریکا)) آنان را ممنوع الخروج کرده است.

واقعا ((آمریکا)) حکومتیست بسی ظالم.

+ نوشته شده توسط پارسا در 88/07/22 و ساعت 12:18 |
جناب آقای مهندس میر حسین موسوی، لطفا مطلب زیر را بخوانید:

آقای مهندس میر حسین موسوی، من شما را دوست دارم؛ اما لطفا انقدر این منش را تکرار نکنید.

جناب آقای هاشمی رفسنجانی، چرا می گویید نظر آقای موسوی به ((من)) نزدیکتر است؟!!!

این که خیلی بده...!

لطفا به عکس زیر هم توجه بفرمایید:

تریبون دیکتاتوری

این عکس  را می شناسید.

وی را هر روز در آیینه منزلتان می بینید.

این عکس شماست جناب مهندس میر حسین موسوی، وقتی که پشت تریبون هستید.

مشخص است که پایه هایتان بسیار سست است؛ جناب مهندس میر حسین موسوی.

با سپاس از توجه شما، جناب آقای مهندس میرحسین موسوی و همچنین برعکس...

+ نوشته شده توسط پارسا در 88/07/21 و ساعت 9:44 |
گاهی سکوت لازمه...
+ نوشته شده توسط پارسا در 88/07/20 و ساعت 14:24 |
سلام،

چندتا جمله زیبا رو تو وبلاگ اس ام اس دیدم که میذارمشون اینجا:

 از مخالفت مهراس ، چرا كه بال ها در خلاف باد به پرواز در مي آيند . . .


اگر شیری درنده در برابرت باشد ، بهتر از آن است که سگی خائن پشت سرت باشد  . . .


جايگاه انسانيت هركس ، قلب خاموش اوست ، نه دهان پر حرفش . . .  (خليل جبران)


هيچ وقت پارس كردن يك سگ پير را بي اهميت تلقي نكن . . .


(خطاب به بعضی ها)

پيامبر اكرم (ص) :

با دارايي خود نمي توانيد دل مردم را به دست بياوريد ،

 پس دلشان را با اخلاق (نيك) به دست آوريد . . .


روياي مرگ شايد بهانه ايست براي تحمل کابوسي به نام زندگي . . .


همیشه قیمتی ترین چیزها آنهایی نیستند که در دوردست ها دنبالشان میگردیم

 گاهی همه هستی در کنار ماست ، کم سویی چشمهاست که ما را به بیراهه می اندازد . . .


چي مي شد اگه خدا امروز وقت نداشت به ما بركت بده ، چرا كه ديروز ما وقت نكرديم از او تشكر كنيم .

 چي مي شد اگه خدا فردا ديگه ما را هدايت نمي كرد ، چون امروز اطاعتش نكرديم .

 چي مي شد اگه خدا امروز با ما همراه نبود ، چرا كه امروز قادر به دركش نبوديم . . .


شجاعت یعنی : بترس ، بلرز ، ولی یک قدم بردار . . .


بزرگترین کارها با کوچکترین گام ها شروع میشود ، و سخت ترین گام ، اولین گام است . . .


سعی کن دوست بداری ، نه اینکه فقط عادت کنی . . .


وقتی تنها شدی بدون که خدا همه رو بیرون کرده ، تا خودت باشی و خودش . . .


از خدا میخواهم آنچه را که شایسته توست به تو هدیه بدهد

نه آنچه را که آرزو داری ، زیرا گاهی آرزوهای تو کوچک است و شایستگی تو بسیار . . .


چه بسیار کسانی که زیاد حرف میزنند بی آنکه چیزی بگویند

و چه کم اند کسانی که کم حرف میزنند اما بسیار میگویند . . .


یادت باشه که :

 در زندگی یه روزی به عقب نگاه میکنی . به آنچه گریه دار بود میخندی . . .


آدمی را آدمیت لازم است ، عود را گر بو نباشد ، هیزم است . . .


با قناعت امور بگذران ، تا پادشاه خود باشی . . .


تا کی غم آن خورم که دارم یا نه / وین عمر به خوشدلی گذارم یا نه

پر کن قدح باده که معلومم نیست / کین دم که فرو برم برارم یا نه . . .


با تشکر و سپاس فراوان از رامین، مدیر وبلاگ شاد زیستن.

+ نوشته شده توسط پارسا در 88/07/19 و ساعت 21:25 |

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط پارسا در 88/07/19 و ساعت 20:43 |

Hey, I still feel the same, though everything has changed. I never find my place.

You, all the reason for me, I keep calling loud your name, was all the mean like a rain.

Here I am. Waiting and I keep, waiting, and I keep standing in the rain, come out and feel the rain,  feel the rain, come out and feel the rain, come out and feel the rain, come out and feel rain, feel the rain, come out and feel the rain, come out and feel the rain, come out and feel rain…

+ نوشته شده توسط پارسا در 88/07/03 و ساعت 13:43 |
سلام پیمان جان،

گفتی برات یه نمونه برگه ثبت رصد بذارم که این کار رو برات میکنم؛ فقط بپا این بار گمش نکنی...

دانلود برگه ثبت رصد.


خوب رصد کن، خوب پیاده کن و خوب منتشرش کن؛ چون یه وقتی میرسه که همه میفتن دنبال جزئیات رصدت.

موفق باشی...

+ نوشته شده توسط پارسا در 88/07/01 و ساعت 18:15 |
۳۱۲
+ نوشته شده توسط پارسا در 88/06/20 و ساعت 22:39 |

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط پارسا در 88/06/20 و ساعت 13:40 |

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط پارسا در 88/06/20 و ساعت 3:4 |

ما نیز ذراتی از ستارگانیم...

این عنوانیست که این روزها زیاد به چشم می خورد و ما را با اسرار خویش به آغوش می کشد و نوازش می کند.

در بین دانشمندان کبیر جهان، باوری مطرح است، مبنی بر اینکه ستارگان از توده های عظیم گازی شکل بوجود آمده اند. این ستارگان، با تولید عناصر سنگینتر در خود، موجبات شکل گیری سیاراتی از قبیل زمین را فراهم می کنند.

عناصری اصلی نظیر کربن و هیدورژن.

بدن انسان نیز، از آب، کربن و مشتقاتش ساخته شده.

آری، ما نیز ذراتی از ستارگانیم.

اجداد واقعی ما، ستارگانند.

 

ممکن است این حرف با باورهای دینی، منافات داشته باشد؛ ولی نمی خواهیم دل اهل دین و نبوت را برنجانیم. از این رو، یاد و خاطر آدم و حوا را زنده می کنیم که زندگیشان در کتب دینی، همواره پیش روی ماست.

آدم و حوایی که با عشق در کنار یکدیگر زیستند. عاشقانه چشمانشان را به یکدیگر میدوختند و با هم فریاد شادی بر می کشیدند. آدم و حوایی که حاصل زندگی عاشقانه شان، فرزندانی چند بود.

آری، این عشق است؛ اما عشق نیز، همزادی دارد. همزادی حلقه به گوش شیطان: هوس

اما آیا عشق گناه است؟

 

نه نیست، این هوس است که انسان را به چاه ضلالت و خفت فرو برد.

 

هوس حوا به سیب بود که مأمن گرم انسان را از او ربود.

 

و بعد هم، هوس برادر که موجب قتل برادر شد و طلیعه کینه و نفرت بین انسانها.

 

تنفری که هر روز بر مقدار آن در جهان افزوده میشود.

فرمولی را یافته ام:

زندگی = تنفر × مجذور عمر جهان

 

 L = H * UA^2

 

آری، تنفر هر روز، جای بیشتری در دل مردم برای خود باز می کند. برای کشف این فرمول مستحق جوایزی نظیر نوبل هستم...

و خیر، گویا این روند قصد توقف ندارد. ای کاش، در کتاب قانون جهان هستی، قانون پایستگی تنفر را هم نیز داشتیم؛ ولی این موجود پلید، رشدی شتابان پیدا کرده و برای ارضای هوس خود، قلب پاک و مهرورز مردم را با روغن تلخ و گزنده خود می آلاید.

 

زمانی میرسد که مادرزمین، غرق در دودۀ تیغ و کین، فرزندان خون آلود خویش را گم می کند...

 

چه کرده ایم که مستحق چنین مجازات هایی هستیم؟

 

چه کرده ایم که عشق به خالق و مخلوقات، جای گرم و نرم خود را اینچنین به هوی و هوس داده است؟

 

هوس به مال و منال و تنگ آوردن زندگی بر دیگران، هوس به جسم دیگران و زدودن عشقی پاک از قلب آنها و هوس به تمام مادیات و ننگ رنگ پاشیدن به عشق و زندگی...

اما ای کاش، اندکی از این همه هوس، برای بدست آوردن و عشقبازی با روح و قلب دیگران بود؛ نه مال و منال و جسم آنها...

ای کاش کاری نمی کردیم که این دیو افسارگسیخته، اینچنین در زمین بتازد، بر دلهای مردم یورش برد و آنها را به تسخیر خود درآورد.

قدرت این دیو عظیم و پلید، به قدری زیاد شده، که کوچکترین جرقه ای از سوء تفاهم، میتواند آن زرین شرافت را سوار بر باد کند و با خود، به انتهای جهان، به آن کران بی کران سوق دهد.

 

چنان بی مهری رواج یافته، که با دیدن قلبی پاک با سرعت زیاد بر آن می شتابیم تا شاید سرچشمه ای از عشق در وجودمان به خروش آید و بجوشد؛ اما غافل از قوانین فیزیک.

 

به کجا چنین شتابان؟ گون از دلداده پرسید.

و اما مجنون که رویای آن چشمه جاوید را در دل می پرورد، بی توجه به نصیحت گون پای در بند، به سوی آن قلب پاک می رود تا به آن چنگ زند و خویشتن خویش را نجات دهد.

و غافل از آنکه، در چند قدمی دلبر، از هم می پاشد و هیچگاه به آن نمیرسد...

 

نه زاده شهیم، نه شهربانو، از این دنیا دلی داریم جفادیده

نه بر بادیم، نه بر کوه و نه بر دریای آزادی، در این دریای بی مهری، چه می بینی تو ای ساقی؟

+ نوشته شده توسط پارسا در 88/06/18 و ساعت 1:50 |

Shall I go?
Shall I stay?
107 light years away, many times, so many doubts…
but no reason to talk about…

“mission is over, mission is done,
I’ll miss you children of the sun
but it’s time to go away, Goodbye, Goodbye Milky way!”

for a better world without hate, follow your heart and believe in fate
only visions and the mind will guide you to the light.

“mission is over, mission is done,
I’ll miss you children of the sun
now it’s time to go and say, Goodbye, Goodbye Milky way!”

mission is over, mission is done,
I’ll miss you children of the sun
I’ll get born this one day,
I say Goodbye, Goodbye Milky way!”

in 5 billion years
Andromeda galaxy will collide with our Milky way,
a new gigantic cosmic world will be born…

+ نوشته شده توسط پارسا در 88/06/14 و ساعت 19:22 |

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط پارسا در 88/06/08 و ساعت 1:42 |
سلام دوست عزیز جناب انریکه،

از اونجاییکه ایمیلتون رو بد وارد کردید و من دسترسی به ایمیلتون نداشتم، همینجا در وبلاگ جوابتون رو میدم.

در مورد منابع المپیاد نجوم پرسیدید.
راستش اطلاع چندانی ندارم؛ ولی میدونم برای مرحله اول، کتاب نجوم دینامیکی کافیه. صورتهای فلکی رو هم یاد بگیرید و مباحث تئوریک نجوم کروی رو هم بخونید.
 برای مرحله دوم کتاب نجوم و اخترفیزیک مقدماتی جلد 1و2  رو بخونید . اگر هم انگلیسیتون خوبه، میتونید کتاب استرونومی شاومز رو هم بخونید.
(Schaums Outline: Astronomy)
برای مرحله سوم که جهانیه، اگر انشاءالله مرحله دوم رو قبول بشید، میرید برای مرحله سوم که دوره فشرده داره تو باشگاه دانش پژوهان جوان. اونجا شما رو میفرستن برای تیم ملی و میرید مرحله سوم، یعنی مرحله جهانی المپیاد رو میدید.
ولی بهتره به کلاسهای نجوم هم برید.
من خودم کلاسهای نجوم رصدخانه زعفرانیه رو میرفتم؛ اما بهتون پیشنهاد میکنم که به کلاسهای موزه زمان یا هرجای دیگه که برای  المپیاد نجوم آماده می کنن برید و همگام با اون برنامه ها باشید.
اطلاعات من زیاد درخور شما نیست؛ پس بهتره به افراد مطلع تری نظیر آقای ناظمی و آقای تفرشی که ید طولایی در این زمینه دارند ایمیل بزنید.
ایشون حتما پاسخ خوب و منطقی رو بهتون پیشنهاد می کنن.
ایمیلشون رو میتونید از انتهای مقالاتشون در مجله نجوم پیدا کنید. ترجیحا جدیدترین نسخه مجله...
ممنون از اینکه باهام تماس گرفتید؛ اگر سوال دیگه ای داشتید در خدمتم.

+ نوشته شده توسط پارسا در 88/06/03 و ساعت 0:37 |
رمضان آمد.

آمد اما، در طلوعش، نغمه پیشین نبود...

ماه رمضان امسال، اندکی کمرنگ تر از سال گذشته است و ماه رمضان سال گذشته، کمرنگ تر از سال قبلش.

واقعا با ماههای دیگر فرقی دارد؟

خداوند از آدمها میخواهد تا مثل یک انسان کامل رفتار کنند؛ مخصوصا در این ماه.

نمیدانم. فکر نمیکنم فرقی با ماههای دیگر داشته باشد.

اگر لفظ "مخصوصا" وجود دارد، صرفا به این دلیل است که خداوند همواره رئوف و مهربان است.

آری، این ماه را برای مسلمانان، ماه شروع و آغاز دوباره خوانده.

مسلمانان نمازی پررنگ تر اقامه می کنند و روزه میگیرند.

روزه نه به معنای نخوردن غذا، بلکه به معنای دوری از هرگونه کج روی و فساد؛ به معنای اطاعت نکردن از اهریمن.

اگر تا کنون کار اشتباهی انجام داده ایم، روح خود را در این ماه، غسل می دهیم تا پاک گردد.

از دیرباز روایت های محکم و استواری وجود دارد مبنی بر اینکه خداوند حق خود را بر مردم میبخشد؛ اما حق سایر انسانها را به هیچ وجه.

اگر خداوند را از خود آزرده خاطر کرده ایم، به درگاهش میرویم و طلب مغفرت می کنیم تا شاید فرجی حاصل گردد و چشمه معنویت در روحمان شروع به جوشیدن کند.

اما استفاده از آن چشمه، برای همگان آزاد نیست.

اگر وجدانمان بیدار باشد و آسوده، میتوانیم از این رحمت الهی برخوردار گردیم.

اما اگر وجدانمان رنجیده خاطر گشته باشد، نه از بهر خدا، بلکه از بهر خلق خدا، تا رضایت خلق را کسب نکنیم، هیچگاه حتی نمیتوانیم به آن چشمه نزدیک شویم.

برای آنکه بتوانیم به بقای خود ادامه دهیم و کاری را در این جهان پیش ببریم، نیاز به چند پایه داریم.

اولین پایه، حمایت و رضایت خداوند است؛ کسی که ما را آفریده.

دومین پایه، حمایت و رضایت والدین ما است؛ کسانی که برای ما تلاش کردند و در یافتن اهداف زندگی به ما کمک کردند و رهنمودهای لازم را دادند.

سومین پایه، حمایت و رضایت معلمان و مربیان ما است؛ کسانی که به ما کمک کردند تا به اهدافمان برسیم و یا حداقل به آنها نزدیک شویم. اگر شخصی حتی برای مدت زمان اندکی در این راه، به بال و پر گرفتن ما کمک کرد، مطمئنا معلم و مربی ماست. روایت های بسیار محکم و استواری هم در این رابطه داریم که نباید به معلم و یا مربی عتاب کرد. اگر چنین باشد، این پایه را از دست داده ایم و به تبع آن پایه اول که رضای خداوند است را نیز از دست خواهیم داد و حتی ممکن است حمایت و رضایت مردم را هم نیز از دست بدهیم. پس اگر یک معلم یا مربی، در آینده به مخالفت با ما برخاست، باید با نرمی با او رفتار کنیم؛ چرا که ما علاوه بر آنکه بنده خداوندیم، بنده او نیز هستیم. پس درست نیست که به او حتی کوچکترین خشمی را روا داریم.

چهارمین پایه، حمایت و رضایت خلق خداوند است. اگر این پایه را از دست دهیم، یا حتی اندکی سست شود، آن سه پایه مذکور را نیز از دست خواهیم داد و از هستی ساقط خواهیم گشت.

پس این پایه به مراتب، یکی از مهم ترین پایه ها و ارکان زندگی بشریت می باشد.

جایز است که در این ماه مبارک، خوب این چهار پایه جهان آفرینش را استوار کنیم تا بتوانیم در این چشمه زلال معنویت، خود را غسل دهیم و به خداوند و اهداف والای بشریت نزدیک شویم.

اگر در دوران زندگی لغزشی داشته ایم، بهتر است که در همین ماه، به استوار کردن این چهار رکن بپردازیم.

بهتر است تا دیر نشده از مردم و از خداوند، عذرخواهی کنیم تا بتوانیم به حیات سراسر نشاطمان ادامه دهیم.

اگر صاحب نظر و عقیده ای هستیم، اگر صاحب کرسی هستیم و زیردستی داریم، اگر پست و مقامی و غروری داریم و حتی اگر حکومت و حکمرانی را داریم، بهتر است هم به درگاه خدا و هم به درگاه خلق خدا طلب استغفار بریم که خلق خدا بخشنده است و خداوند بخشنده تر.

فرا رسیدن این ایام را به شما تبریک میگویم...

+ نوشته شده توسط پارسا در 88/05/31 و ساعت 1:31 |